آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

360

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

عاليمرتبت بودند ، راى روحانى اعظم قاطع مىگرديد ، چه او نماينده قدرت دينى و مظهر ايمان و اعتقاد مذهبى ملت محسوب مىشد . چنان كه گفتيم پادشاهان اوايل سلسله ساسانى ، جانشين خود را شخصا تعيين مىكردند ، جانشينى مقام سلطنت قواى معينى نداشت ، عموما پادشاهان يكى از پسران خود را بوليعهدى اختيار مىكردند ، ولى جايز بود ديگرى از افراد خانوادهء خود را هم تعيين نمايند . در آن عهد كه قدرت سلطنت ضعيف شده بود ، پادشاهانى مثل وهرام پنجم و يزدگرد دوم ، كه استقامت خود را در دين به همه طريقى باثبات ميرسانيدند و امور مملكت را ببزرگان واگذار مىكردند ، بهتر كار خود را پيش مىبردند . وهرام پنجم پادشاهى بود موافق سليقه اعيان ، زيرا كه وقت خود را بسوارى و عياشى و تفريح و تفرج صرف مىكرد . پيروز را با وجود پيمان‌شكنى او نسبت بپادشاه هياطله ، به علت تقدس و تدينش جامعهء روحانيان مدح و تمجيد كرده‌اند . اين پادشاه هم شجاع و جنگجو بود ، لكن جنگهايش موجب بدبختى كشور مىشد . در اين دوره پادشاه ديگر جانشين خود را نصب نمىنمود و سلطنت انتخابى بود با اين قيد ، كه پادشاه را از ميان دودمان ساسانى انتخاب مىكردند . انتخاب پادشاه مخصوص عاليترين نمايندگان طبقات روحانى و جنگيان و دبيران و در صورت وجود اختلاف ميان آنان ، منحصر بمؤبدان بود . بر طبق نامه تنسر « 1 » انتخاب بطريق ذيل معمول مىشد : پادشاه بدست خود سه نامه مىنوشت و هر كدام را به مردى امين و مطمئن مىسپرد ، يكى براى موبد ، ديگرى براى دبيران مهشت و ديگرى براى ايران سپاهبد . همچنانكه دارمستتر خاطر نشان كرده است « 2 » اين نامه‌ها گويا فقط مشتمل بوده است بر « ملاحظاتى كلى راجع باخلاق و استعداد نامزدهاى مقام سلطنت و توضيحاتى در باب احتياجات كشور ، نه سفارشى صريح ،

--> ( 1 ) - دارمستتر ، ص 41 - 239 و 45 - 544 ، مينوى ، ص 40 - 38 . ( 2 ) - توضيح دارمستتر در ذيل عبارت فوق از نامه تنسر .